تبليغاتX
اسرار اسمان شب

پایان ناگزیر

 

پیشگویان بسیاری درباره پاین جهان پیشگویی هایی کرده اند. در تاریخ

 

 بشری  این نوع پیشگویی های عوامانه فراوان دیده می شود

 

  در برخی از این پیشگویی ها ،فقط و فقط بشر نابود می شود ،در

 

برخی دیگر بشر همراهبا تمام جهان هستی نابود می شود

 

 .در برخی از اینها، نابودی به آرامی صورت می گیرد و در بعضی دیگر این

 

 نابودی خونین و خشونت بار است.اما اینها همه پیشگویی هایی

 

عوامانه و فاقد سندیت علمی می باشد؛ نظریه های فیزیک چیز

 

 دیگری در این باره می گوید.

 

 نظریه دانشمندانی همچون آلبرت انیشتین و ایزاک آسیمف نظریه ی

 

ادواری است؛ در این نظریه جهان به نوعی خاص ابدی است.

 

 طبق این نظریه آغاز جهان در لحظه ی انفجار بزرگ بوده. تا اینجای

 

نظریه با مشاهدات جور در می آید ، اما ادامه نظریه می گوید

 

 گرانش موجود در جهان باعث کند شدن انبساط جهان می شود

 

و بالاخره این انبساط متوقف شده و تبدیل به انقباض بزرگ می شود.

 

 بعد از انقباض بزرگ و جمع شدن کل ماده موجود جهان در یک نقطه

 

دو باره  انفجاری بزرگ رخ می دهد و جهاناز نو متولد می شود و

 

دوباره انقباضی بزرگ رخ می دهد. به عبارت دیگر سیکل

 

  تولد و مرگ تا ابد در این جهان ادامه دارد .

 

 اما بررسی به صورت علمی فراتر از حدس و گمان است. انرژی های

 

 جهان به طور عمده از سه بخش تشکیل شده است:

 

 

 

 

 

1-   انرژی هایی که به خاطر وجود ماده در جهان وجود دارد ؛ این نوع انرژی را می توان با معادله

 

 

معروف هم ارزی جرم و انرژی انیشتین محاسبه کرد.

 

 

2-   انرژی جنبشی کل جهان ؛ این نوع انرژی هم با داشتن جرم و

 

سرعت کهکشان ها قابل محاسبه  است.

 

 

        

 

 

3-   انرژی جاذبه ای ما بین ذرات؛ این انرژی نیز با داشتن جرم، فاصله و سرعت های نسبی قابل محاسبه است  .

    

 

  

 

اگر مجموع انرژی های جهان صفر باشد انبساط جهان بالا خره روزی

 

می ایستد و جهان در همان حال باقی خواهد ماند.

 

 در این صورت مرگی سرد و قطعی در انتظار ماست؛ چرا که جهان

 

دچار مرگ حرارتیخواهد شد. مرگ حرارتی یعنی این که

 

 آخرین ستارگان  خاموش خواهند شد ،تمام منظومه های

 

 سیاره ای و ستاره ای ، سیستم های دوتایی و چندتایی از هم

 

خواهند پاشید و تمام انرژی های موجود در

 

 جهان از نوع غیر قابل مصرف خواهد شد. اما این تمام ماجرا نیست.

 

در جهان حدوداً بعد از 6*10^30

 

 ( یک شش با سی صفر جلویش) سال تمام پروتون ها از هم

 

خواهند پاشید ،نوترونها هم که به تنهایی

 

 قادر به حفظ هسته اتم ها نیستند و نمی توانند آنها را نگه دارند. بنا

 

براین آخرین اجسام نیز از هم خواهند پاشید .

 

  بر طبق مکانیک کوانتمی آخرین سیاه چاله های باقیمانده  نیز

 

تبخیر و به انرژی تبدیل خواهندشد.

 

 در واقع پایان جهان و آنچه در آینده ی بسیار دور در انتظار ماست ،

 

غباری سرد و رقیق و جهانیبی کران و مرده و آکنده از

 

تشعشعات کشنده خواهد بود، صحرایی کاملاً  مرده و بدون هر گونه

 

تحرک و فعالیتی خواهد بود. 

 

 اگر مجموع انرژی های جهان مثبت باشد ،جهان به انبساط خود

 

ادامه خواهد داد. احتمال این که چنین جهان منبسط و پر انرژیی

 

 به طور کامل توسط یک سیاه چاله بلعیده شود بسیار بسیار اندک

 

خواهد بود.

 

 ولی اگر بخشی یا تمامی این جهان گرفتار سیاه چاله گردد ،آنگاه

 

سیاه چاله نیز دارای انرژی مثبت

 

 

خواهد بود. در این جهان تمامی اتفاقاتی که در جهان نوع قبل- که

 

مجموع انرژی هایش صفر است_رخ داده بود دوباره رخ خواهد

 

 داد اما همراه با یک اتفاق وحشتناک دیگر ؛ در جهان انبساط یابنده

 

 بعد از مدت های بسیار طولانی کهکشانها آنقدر از هم دور خواهند

 

شد که ما عملاً هیچکدام را نخواهیم دید.

 

 رصد گران آینده بسیار دور خود را در جهان تنها خواهند یافت. به نظر

 

می رسد آینده ما آینده ای سرد و تاریک و ترسناک خواهد بود.

 

 

اما احتمال دیگری هم وجود دارد:

 

 

اگر مجموع انرژی های جهان منفی باشد جهان پس از مدتی شروع

 

به انقباض خواهد کرد . در این

 

 

صورت آینده ما آینده ای دردناک خواهد بود . نور ستارگان به جای قرمز

 

به طرف آبی متمایل خواهدشد، در این صورت به آسمان

 

 نور و انرژی بیشتری داده خواهد شد و آسمان شب همچون آسمان

 

روز روشن خواهد بود .

 

 به تدریج کهکشانها و ستارگان به هم نزدیکتر خواهد شد و در نهایت

 

زمین و تمام سیارات در هر منظومه ای بخار خواهند شد

 

 و سرسختترین حیاتها از بین خواهد رفت . نیرویی که مسبب

 

 این اتفاقات خواهد بود بسیار قوی است ، پس نمی توان در مقابل

 

این نیرو مقاومت کرد.

 

 

امروزه پیشرفتهای بسیاری در زمینه محاسبه مجموع انرژی های کل

 

کیهان صورت گرفته ولی این هنوز

 

 

پروژه ای در دست تحقیق است و ما برای این کار هنوز در اول راه

 

قرار داریم.

 

 

سخن آخر:

 

 

به هر صورت جهان ما بر یکی از دو قسم است ؛ یا جهانی است که

 

سیکل تولد و مرگ تا ابد در این

 

 

جهان ادامه دارد. ما در چنین جهان بسته ای هرگز از وجود جهان

 

های دیگر باخبر نخواهیم شد . در چنین

 

 

جهانی دست یافتن به فنا ناپذیری در چنین جهانی غیر ممکن

 

است . یا جهانی باز بوده که در این صورت

 

 

مرگی سرد و قطعی در انتظار ماست .

 

 

اگر ما در باره ی هر یک از حالات فوق اطلاعات بیشتری به دست

 

آوریم قادر خواهیم بود که روز نهایی

 

 

را بسیار به عقب بیاندازیم . چرا تلاش و مبارزه نکنیم ؟ اگرچه ممکن

 

است درنهایت مجبور به اعتراف به

 

 

شکست در مقابل پایان ناگزیر باشیم ، ولی به هیچ وجه مجبور نیستیم

 

پیش از امتحان تمامی راه های مبارزه و

 

 

فرار در مقابل چنگال گریز ناپذیر ، به چنین شکستی اعتراف کنیم.  

+ نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386ساعت 19:46 توسط احسان ابراهیمیان |