پایان ناگزیر
پیشگویان بسیاری درباره پاین جهان پیشگویی هایی کرده اند. در تاریخ
بشری این نوع پیشگویی های عوامانه فراوان دیده می شود
برخی دیگر بشر همراهبا تمام جهان هستی نابود می شود
عوامانه و فاقد سندیت علمی می باشد؛ نظریه های فیزیک چیز
ادواری است؛ در این نظریه جهان به نوعی خاص ابدی است.
نظریه با مشاهدات جور در می آید ، اما ادامه نظریه می گوید
و بالاخره این انبساط متوقف شده و تبدیل به انقباض بزرگ می شود.
بعد از انقباض بزرگ و جمع شدن کل ماده موجود جهان در یک نقطه
دو باره
![]()
1- انرژی هایی که به خاطر وجود ماده در جهان وجود دارد ؛ این نوع انرژی را می توان با معادله
معروف هم ارزی جرم و انرژی انیشتین محاسبه کرد.
2- انرژی جنبشی کل جهان ؛ این نوع انرژی هم با داشتن جرم و
سرعت کهکشان ها قابل محاسبه است.
3- انرژی جاذبه ای ما بین ذرات؛ این انرژی نیز با داشتن جرم، فاصله و سرعت های نسبی قابل محاسبه است .
اگر مجموع انرژی های جهان صفر باشد انبساط جهان بالا خره روزی
می ایستد و جهان در همان حال باقی خواهد ماند.
دچار مرگ حرارتیخواهد شد. مرگ حرارتی یعنی این که
خواهند پاشید و تمام انرژی های موجود در
در جهان حدوداً بعد از 6*10^30
) سال تمام پروتون ها از هم
خواهند پاشید ،نوترونها هم که به تنهایی
براین آخرین اجسام نیز از هم خواهند پاشید .
تبخیر و به انرژی تبدیل خواهندشد.
غباری سرد و رقیق و جهانیبی کران و مرده و آکنده از
تشعشعات کشنده خواهد بود، صحرایی کاملاً مرده و بدون هر گونه
تحرک و فعالیتی خواهد بود.![]()
![]()
اگر مجموع انرژی های جهان مثبت باشد ،جهان به انبساط خود
ادامه خواهد داد. احتمال این که چنین جهان منبسط و پر انرژیی
خواهد بود.
سیاه چاله نیز دارای انرژی مثبت
خواهد بود. در این جهان تمامی اتفاقاتی که در جهان نوع قبل- که
مجموع انرژی هایش صفر است_رخ داده بود دوباره رخ خواهد
شد که ما عملاً هیچکدام را نخواهیم دید.
می رسد آینده ما آینده ای سرد و تاریک و ترسناک خواهد بود.
اگر مجموع انرژی های جهان منفی باشد جهان پس از مدتی شروع
به انقباض خواهد کرد . در این
صورت آینده ما آینده ای دردناک خواهد بود . نور ستارگان به جای قرمز
به طرف آبی متمایل خواهدشد، در این صورت به آسمان
روز روشن خواهد بود .
زمین و تمام سیارات در هر منظومه ای بخار خواهند شد
این نیرو مقاومت کرد.
امروزه پیشرفتهای بسیاری در زمینه محاسبه مجموع انرژی های کل
کیهان صورت گرفته ولی این هنوز
پروژه ای در دست تحقیق است و ما برای این کار هنوز در اول راه
قرار داریم.
سخن آخر:
به هر صورت جهان ما بر یکی از دو قسم است ؛ یا جهانی است که
سیکل تولد و مرگ تا ابد در این
جهان ادامه دارد. ما در چنین جهان بسته ای هرگز از وجود جهان
های دیگر باخبر نخواهیم شد . در چنین
جهانی دست یافتن به فنا ناپذیری در چنین جهانی غیر ممکن
است . یا جهانی باز بوده که در این صورت
مرگی سرد و قطعی در انتظار ماست .
اگر ما در باره ی هر یک از حالات فوق اطلاعات بیشتری به دست
آوریم قادر خواهیم بود که روز نهایی
را بسیار به عقب بیاندازیم . چرا تلاش و مبارزه نکنیم ؟ اگرچه ممکن
است درنهایت مجبور به اعتراف به
شکست در مقابل پایان ناگزیر باشیم ، ولی به هیچ وجه مجبور نیستیم
پیش از امتحان تمامی راه های مبارزه و
فرار در مقابل چنگال گریز ناپذیر ، به چنین شکستی اع
تراف کنیم.